Sad=))

خدا ام بزنم زمین سر پام سریع

یادش بخیر ی معلم دفاعی داشتیم اون زمان که المپیاد شیمی میخوندم می گفت تو باید بری دانشگاه شریف.
لطف داشت ها ولی اگه قرار بود زیرشاخه رشته های ریاضی بخونم خب چه مرضی داشتم بیام تجربی:)))
پرسید داری چیکار میکنی دقیقا؟ گفتم نمیدونم.گفت یا خدا،آخرین باری که اینو گفتی هممونو ب*ای سگ دادی.
نمیدونم چی شد.واقعا نمی دونم.تقصیر آبانه.تقصیر سرد شدن هواست.تقصیر تولد توعه.تقصیر مریضیمه.
خیلی عجیبه.زنده نیستم.همه چیز دو بُعدیه.تنهام.میخواستم ببینمت.نزاشتی.
قدیمیه.همه چیز تو مغزم قدیمیه.عادت به تغییر کردن ندارم.
راس ساعت ۷ کلاسمون شروع میشه.فیزیک.خازن.راس ساعت ۷.نمیدونم میتونم شباهت خازن و مغزم رو برای کسی توضیح بدم یا نه.اما خیلی شبیهن.فقط نمیدونم چرا مغز من با اینکه مدت هاست max شو رد کرده اما هنوز منفجر نشده.
حال بهم زنه.
میخوام آبان ۴۰۶ از حال بهم زدن دانشگاه بنویسم.
با این وضع؟
دقیقا.با همین وضع.
ی مشکلی پیش اومده.امروز وقتی معلم فیزیک فهمید امتحان و گند زدم خیلی تعجب کرد.در وافع فکر کرد از اون جمله های خرخوناست که همیشه میگن،و گفت حالا میره تصحیح میکنه تا ببینه چخبره.
صادقانه،وقتی بهم گفت داری عالی پیش میری ناراحت تر بودم.خیلی عجیبه.یکی تو مغزمه که با درس خوندنم مخالفه.یکی داره کنترلم میکنه.نه جدی میگم.مدت های زیادی رو صرف خوندن درباره دوپامین،دیسیپلین،اراده و اینجور چیزا کرده م.این جنسش فرق داره.به معنای واقعی ی بخشی از هویتم نمیخواد این اتفاق بیوفته.دقیقا همون بخشی که وقتی ۲۰ میگرفتم احساس انزجار میکرد.و من امروز صدای شادی و خندیدنش بهم و شنیدم.
واسه همه عجیب بود.
خرخونای کلاس میخواستن براشون سوالارو توضیح بدم.وقتی گفتم درس نخونده م فکر کردن از اون جمله های خرخوناست که همیشه میگن.
حتی معلم.ازم پرسید امتحان چطور بود،و فقط از من،چون وضع بقیه رو میدونست.
و وقتی پرسید کی همه سوالارو درست نوشته دنبال من میگشت ، ولی من داشتم فرو میرفتم تو زمین،و اون بخش رقت انگیز مغزم در حال پای کوبی بود.احساس امنیت و راحتی میکرد،چون ۲ سال تمام تو خرابه ها زندگی کردم و حالا که سعی کردم ازش بیام بیرون،احساس خطر کرده.
نمیدونم چم شده.واقعا هیچ ایده ای ندارم چه خبر شده.

۲ سال دیر این و فهمیدم.
که فقط حوصله م سر رفته بود،و در واقع we fell in ga in october نه چیز دیگه ای.
1150 تا کاهش تراز!رکوردیه واسه خودش.
بیخیال بابا،حالا ۲ هفته تست نزنی چی میشه؟
اره عزیز من.اینجوریاست.
بچرخ تا بچرخیم.
هفته ی خوبی نبود.از مدار خارج شده بودم.دیشب به زور خودمو مجبور کردم عربی بخونم،۲ تا ۵ صبح خوندم و ۱۷.۵ ، ۱۸ میشم.
آزمون فردا رو هم اون چیزی که انتظار دارم ی تراز تو محدوده ۷۰۰۰-۷۵۰۰عه.زیست شاید بتونم ۳۵،۴۰ بزنم.
نمیدونم دارم چه غلطی با زندگیم میکنم واقعا.
تلاشام شبیه اون معلم ریاضی ایه که سعی میکنه بچه هارو تو زنگ تفریحم سر کلاسش نگه داره
هزینه مشاورم با کیامهر تا آخر بهمن جور شد.بعد بهمن و نمیدونم چه غلطی میخوام کنم.
این فکر که اگه از ۱۴ سالگی جدی کار میکردم و گرافیک و شوخی نمیگرفتم الان دغدغه مالی نداشتم داره دیوونم میکنه.

If I'd have never hit rock bottom
?Would I be the person that I am today








