هم آماده باش ، هم تیکه پارم.

هم آماده باش ، هم تیکه پارم.

خدا ام بزنم زمین سر پام سریع

اخه کلمه ها نمیگیرن حسمو یکم.

رفتم بلاگفا. وبلاگای آشنا به چشمم می خورد. تابستون پارسال هر کاری کردم تا از اون منجلاب بیام بیرون،نمی دونستم هیچ مشکل جدی وجود نداره. امسال همه چی فرق کرده.بنفش دیگه مقدس نیست. خورشید آزاردهنده نیست. و موهام، نسبت به یک سال خیلی بلند شده. ی زخم اینجاست که حتی جاش هم از بین نرفته. یادم نمیاد چرا اینکار و کردم، فقط عصبانی بودم.

خیلی وقت گذشته، من الان خوشحالم. واقعا می گم. با وجود تابستونی که شبیه تابستون نیست ، امروز همه چیز عالی شروع شد.

اون پست،وقتی خوندمش هیجان زده بودم.شاید ی چیزی بیشتر از هیجان. میتونم از کلمه مورد علاقه م برای توصیفش استفاده کنم،"فرحبخش". به خیلی چیزا فکر کردم. فقط آسمون می تونست بفهمه چی می خوام بگم.  اون پرنده که بین شاخه های درخت در حال حرکت بود،بهش خیره بودم و شفاف تر می شد.فکرام.انگار دوباره دارم مبهم می نویسم. نمیتونم کاریش کنم!با هر ضربه ای که به کیسه می زدم لبخند رو لبام بود. بر خلاف روز های قبل. من به چهره اون فکر می کردم،ازش متنفر بودم. و امروز حتی کوچیک ترین جزئیات جالب به نظر می رسیدن.

شما می تونید با کلماتتون ی نفر و جادو کنید، قدرتش رو دست کم نگیرید.

-امروز پر از لبخنده،همه چیز یاسیه.

 

1402/5/10 14:22 !Interrupted 0 نظر1 پسند
قدرت گرفته از بلاگیکس ©
© هم آماده باش ، هم تیکه پارم.