پیر میشیم بیخ ریش هم.

از هم گسسته شدم سر این.😂👁👄👁
بحث از دست دادن که میشه حرف زیاد دارم برا گفتن.
و نکتش اینجاست ، اگر از همه اون ادما بپرسی میگن اون مارو از خودش روند.
نمیدونم خراب یهو چطوری شد،
اما از اولشم تاکسیک بود.معمولا بهت میگن بیش از حد وابسته ای که نتونستی فراموش کنی.
تو بودی می تونستی؟
اگر هر روز جلوی چشمت بود؟
نمیدونم،
هنوزم خرِ خرم.
مودم قشنگ اینطوری بود که،
-میگی خندیدن با همه ازاد باش، پس واسه دیدن روی سگمم اماده باش.
گرچه ،
بهش می گفتم-تو جات تو همین بغله ، بگو خب.
حس مالکیت،
-خرگوشا وقتی نسبت به چیزی حس مالکیت می کنن این حرکت و انجام میدن.
+تو الان این حس و داری؟
فقط می خواستم اون گیسوکمند رو از مثلثمون حذف کنم.
واقعا هیچی باقی نمونده، باعث خنده م میشه.
همه میدونن چقدر دوست داشتم.
از بابا که هر بار از اون خیابون رد میشیم اسمت و یاد اوری میکنه،
تا اون مرد شوخ طبعی که تمام جوک هاش درباره من به تو برمیگرده.
نمیدونم خراب یهو چطوری شد،
اما مهم نیست.
من فقط دلم برای خودم میسوزه.
برای کسی که بودم،
و درصد کمی برای کسی که هستم.
اخرین روزا بود،
انگار می دونستم.
دلم میخواست تو خودم حلش کنم.
اون اولیش بود، قسم می خورم اولیش بود.
کاش اون موقع می دونستم اسم این حس چیه،
همه چیز راحت تر پیش می رفت.









