هم آماده باش ، هم تیکه پارم.

هم آماده باش ، هم تیکه پارم.

خدا ام بزنم زمین سر پام سریع

سر زنگ هندسه،میگم این درسا بسه

حقیقتا کار خیلی ساده ست و با ی image trace و یکم ادیت حروفش میشه کار و در اورد.

ولی بیا به عنوان بخش منطقی مغزت که تجربه بیشتری ازت دارم ، ی چیزایی و روشن کنیم.

تو هیجان زده ای و پوست منو کندی.میخوای همزمان تو تمام مسابقات و ماراتن های ممکن شرکت کنی و عطش برنده شدن هم داری. 

این چیز بدی نیست.اصلا بد نیست.

اما یکم شرایط رو در نظر بگیر.ما دقیقا،دقیقا وسط امتحانات ترم اولیم.برای امتحان فردا فقط ۴۰ درصد مطالب رو خوندی و گوارش که سخت ترین و پر نکته ترین مبحث زیست دهمه رو هم پشت گوش انداختی و نخوندی.

از تمارین شیمی عمومی و آزمون ترم ۱ عقبی و هنوز سراغ ی پیش نیاز اولیه از مباحث اسید و باز ، تعادل و الکتروشیمی یا کمپلکس نرفتی که حتی بدونی موضوعشون چیه‌.

۲۰ روز دیگه مرحله ۱ علوم زمینه و تو گرچه سعی داری زمین شناسی سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی رو با دوره کیامهر پیش بری اما هنوز سراغ زمین شناسی یازدهم نرفتی و ازش تست نزدی.

بماند که ۴ ماه دیگه امتحانات نهایی شروع می شن و موفقیت توشون ی تسلط فرازمینی روی کتاب درسی میخواد و این تسلط فقط با حل سوال زیاد بدست میاد.

بنظر خودت ، تو موقعیتی هستی که برای گرافیک تره خرد کنی؟ تو موقعیتی هستی که اواره ی سایت های فریلنسری باشی برای گرفتن پروژه های ارزون؟

یادت نیست استاد جلالی چی می گفت؟ 'هیچوقت تو شروع کارتون قیمت و پایین نیارین،اینطوری تا روزی که تو اون رشته فعالیت دارین ازتون سواری میگیرن.'

چرا حالا که نه تسلط به خصوصی روی گرافیک ، رنگ ها،اتود زدن برای طراحی و اصول برخورد با کارفرما داری، و نه زمان کافی ، تصمیم گرفتی سراغش بری؟

به نطر خودت احمقانه نیست که هنوز کتاب زیست جلوت بازه و یک کلمه هم نخوندی اما داری بررسی میکنی که از چه راه هایی میشه اتود اولیه طرح و زد و با چه براشی میشه جرقه هارو کشید؟

ی لحظه ، فقط ی لحظه فکر کن؟

این خوبه که میخوای تلاش کنی.

اما به یاد بیار که ربات نیستی ، انسانی و هندل کردن همه ی اینها همزمان ، در حالی که فکرت هم مدام درگیر مسابقه و ورزشه،به جنون نزدیکت میکنه و از پسش برنمیای و اگر هم بیای،کارها به نحو احسنت انجام نمیشن.

فعلا اولویت رو بزار روی امتحانات مدرسه،بعد المپیاد و بعد هر چرت و پرت دیگه ای که خواستی.

1403/10/14 11:27 !Interrupted 0 نظر0 پسند

تشویش

ی پیشنهاد طراحی لوگو دارم. ۷ روز وقت. حقوقشم یک و نیم.

منتها اونقدر خودمو حرفه ای نمیدونم که بخوام اون کارفرمای بدبخت و معطل کنم.گفته کیفیت برام خیلی مهمه.

+الان طرحی که میخواد و دیدم. ی Game show با فونت برجسته میخواد و چند تا جرقه آتیش اطرافش.حقیقتا خیلی کار دارم تا به مرحله ای برسم که بتونم اون لوگو رو بزنم.(چیز خاصی نداره، متن وسط قرار گرفته، جرقه هارو با براش در میاری، چند تا علامت بی نهایت و حروف مبهم،داخل ی دایره ان.) ولی من.

من نمیتونم.

1403/10/14 10:58 !Interrupted 0 نظر0 پسند

چگونه با المپیادی شدن خود را بدبخت کنیم p1

امروز مقدار خیلی زیادی شیمی خوندم.

مثل باقی روز ها حوصله ی مطالعه نداشتم،اما شیمی مثل همیشه داستانش فرق می کرد.ناخوداگاه چند ساعت به گوشی دست نزدم و استوکیومتری حل کردم.

بالاخره به ویس قجری هم گوش دادم ، می گفت المپیاد خوندن رو متوقف نکنید ، حتی شده یک ساعت در روز سوال حل کنید.

طبق عادت قبلی رفتم سراغ کتاب شیمی انتشارات فاطمی.جلد دوم رو باز کردم.چشمم افتاد به ترمودینامیک.و چقدر غریب بود که این مبحث رو تابستون خونده بودم و جز چند کلمه ی اساسی ، چیز دیگه ای ازش به خاطرم نمونده بود.

قجر راست میگه و من پول خرید کتاب جدید هم ندارم،چه برسه به شیشلیک.

قصد زنده دل کمک بود و با روشش یا آدم رو می کشه و کاملا از شیمی زده ت میکنه،یا باعث میشه مثل سگ بچسبی به خوندن.

و بعد از اینکه آزمون شماره ۱ بورسیه رو ندادم،زنده دل باعث اتفاق اول شد.

تا مدت ها از شیمی فاصله می گرفتم و اصلا همین فاصله علت گرایشم به المپیاد علوم زمین شد.و حالا که فکر می کنم،اتفاق بدی نبود.

اون بچه ای که تابستون خیلی بلند پرواز فکر طلا تو سرش بود حالا تازه فهمیده چند چنده.(فهمیده بین رقباش هیچی نیست.)

این زمانه که مشخص میکنه چی خوبه و چی بد،و تا وقتی سیلیش و تو گوشت نخوابونه نمیفهمیش.

اخه ترم ۱ ای رو چه به ترمودینامیک؟

به هر حال.

تا صبح بیدار میمونم و این شیمی ۱ لعنتی با مباحث ناقص و متناقض با شیمی دانشگاه رو تموم می کنم.

شاید هم برای تکمیل فصل ۲ ، کمی هواشناسی خوندم.

1403/10/3 19:35 !Interrupted 0 نظر1 پسند

یادگاری

یادگاری

زیاد نوشتم،پاک شد،مثل سرعت پاک شدن اطلاعات از مغزم.

خلاصش،

بهم ریخته ام.

1403/10/2 21:23 !Interrupted 0 نظر1 پسند

لفظ.

مامان ببخش که پسرت امسال نتونست ازت تشکر کنه.ببخش که نتونست برات کادو بگیره.ببخش که سر به راه نیست و لحظه لحظه ی بودنش واست عذابه.

قول میدم همه چیو رو به راه می کنم،قول میدم سال بعد رو سفید برگردم.

1403/10/2 13:26 !Interrupted 0 نظر1 پسند
قدرت گرفته از بلاگیکس ©
© هم آماده باش ، هم تیکه پارم.